الملا فتح الله الكاشاني

17

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اين از ايشان بفعل نيامد به عذاب او مستأصل شدند قبل از رسيدن اجل اقصى و كسانى كه تجويز اجلين نميكنند جواب دهند كه ايشان را اجل اقصى آن زمان بودي كه ايمان آوردندى و چون ايشان ايمان نياوردند ايشان را اجل اقصى نبود ، چنان كه اگر ايمان آوردندى ايشان را ثواب بودى و ببهشت رفتندى و چون ايمان نياوردند ايشان را آن ثواب و بهشت نبودى ، پس آيه مستلزم آن نباشد كه اجل دو باشد هم چنان كه نتوان گفت كه ايشان را هم دوزخ بود و هم بهشت ، و اجل مسمى غايتى است كه چون به آنجا رسند از آن در نگذرند كما قال جل ذكره : * ( إِنَّ أَجَلَ اللَّه ) * بدرستى كه مدتى كه خداى تقدير فرموده * ( إِذا جاءَ ) * چون ببايد بر وجه مقدر و مقرر * ( لا يُؤَخَّرُ ) * باز پس افكنده نشود يعنى صاحب اجل را مهلت ندهند و اصلا حيله و تدبيرى در آن باب فايده نرساند پس مبادرت كنيد در وقت امهال و تأخير بطاعات و عبادات * ( لَوْ كُنْتُمْ ) * اگر هستيد بفكر و نظر * ( تَعْلَمُونَ ) * بدانيد چيزى را يعنى اگر از اهل علميد پس بدانيد كه در اجل تأخير و امهال نيست ، و از حسن مروى است كه مراد از اجل روز قيامت است يعنى البته قيامت آينده است و از وقتى كه مقرر است وقوع آن مؤخر نميشود و بر هر تقدير ميتواند بود كه اين حكايت باشد از كلام نوح عليه السّلام يا آنكه اخبارى باشد از حق تعالى ، القصه نوح عليه السّلام بفرمان الهى بعد از پنجاه سالگى وحى به دو نازل شد نهصد و پنجاه سال قوم را دعوت نمود و ايشان سركشى نموده و عناد ورزيده ، هميشه در ايذاء و آزار آن حضرت مىكوشيدند و آن حضرت سپر صبر در سر كشيده تحمل آن مشاق مىنمود . بر تفصيلى كه در سوره هود عليه السّلام سمت ذكر يافت ، و چون از ايمان ايشان مأيوس شد . ( 5 ) - * ( قالَ رَبِّ ) * گفت اى پروردگار من * ( إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي ) * بدرستى كه من خواندم قوم خود را بطاعت و عبادت تو * ( لَيْلًا وَنَهاراً ) * شب و روز يعنى پيوسته دعوت كردم و در هيچ وقت از اوقات در دعوت گذارى تقصير نكردم * ( فَلَمْ يَزِدْهُمْ ) * پس نيفزود ايشان را * ( دُعائِي ) * دعا كردن من و خواندن من * ( إِلَّا فِراراً ) * مگر گريختن و پنهان شدن از قبول آن و نفور نمودن از ايمان ، و اسناد زيادتى بدعا بنا بر سببيت است كقوله فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ و قوله فَزادَتْهُمْ إِيماناً و در طبرسى آورده كه زيادتى كفر نزد دعوت به اين معنى است كه ايشان قبل از دعوت بر كفر و ضلالت بودند و چون قبول دعوت نوح نكردند و به او نگرويدند كفر ايشان بيشتر شد چه زياده عبارتست از اضافه شيء به مقدارى كه پيش از اضافه بوده باشد . ( 6 ) - * ( وَإِنِّي ) * و بدرستى كه من * ( كُلَّما دَعَوْتُهُمْ ) * هر گاه بخواندم ايشان را بتوحيد و عبادت * ( لِتَغْفِرَ لَهُمْ ) * تا بيامرزى ايشان را بسبب ايمان آوردن * ( جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ ) * در آوردند